أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
275
قانون ( فارسى )
فصل دوم سوء قنيه هرگاه حال كبد تباه شد و ، ناتوانى بر آن چيرگى يافت ، حالتى براى كبد رخ مىدهد كه پيشدرآمد بيمارى استسقا است . اين حالت را سوء قنيه گويند و به اسم سوء مزاج يا تباهى مزاج نيز شناخته مىشود . نشانيهاى سوء قنيه : 1 - قبل از هر چيز رنگ پوست بدن و چهره به سپيد مايل به زرد مىگرايد . 2 - هيجان ( برانگيختگى ) در پلكهاى چشم ، چهره و طرفهاى دست و پا رخ مىدهد . و حتى ممكن است كه اين هيجان در سراسر بدن رخ دهد . 3 - بدهضمى رخ مىدهد . 4 - احتمال دارد كه اشتهاى بيمار بسيار و شديد باشد . 5 - قبوضيت و حالت اسهالى شكم بدون نظم و ترتيب گردد . 6 - خواب بيمار نيز در اين بىنظم و ترتيبى به حال اسهال و قبوضيت شكم درمىآيد . گاهى نيست و گاهى هست . 7 - احتمال دارد گاهگاهى غش كردن رخ دهد . 8 - بيخوابى كشيدن زياد . 9 - بول و عرق كم است . 10 - باد شكم زياد است . 11 - مراق به شدت به بادكردگى مبتلا مىشود . 12 - احتمال دارد كه بيضهها نيز باد كنند . 13 - اگر قرحهاى گريبانگير بيمار شود ، بهم آمدن و خوب شدن آن دشوار است زيرا سوء مزاج مانع خوب شدن قرحه مىشود . 14 - لثهء بيمار مىخارد و اين خارش از اثر بخار تباه است كه بالا رفته و به لثه رسيده است . 15 - بدن بيمار تنبل و فروهشته و سست است . - گاهى اتفاق افتد كه از اثر جمع آمدن آب در ريه حالتى شبيه حالت سوء قنيه رخ دهد ، كه سروسيماى بيمار در كليهء علامات به حالت بيمار استسقايى درمىآيد . فصل سوم بيمارى استسقا استسقا نوعى بيمارى است كه از اثر مادهء خارجى سرد مزاج و سردىبخش روى مىآورد . مادهء سبب بيمارى استسقا ، داخل اندام مىشود و در آن اندام رشد مىكند و افزايش مىيابد .